![]() |
![]() |
|
| ئاپو ئاوازی ویژدانه |
|
همانطور که همگان اذعان دارند جمهوری اسلامی از بدو تاسیس آن تا کنون همواره جریانات آزادی خواه و مخالفان خود را با وحشیانه ترین شیوه سرکوب کرده و هر گونه صدای عدالت خواهی را با شدید ترین ابزارها خفه کرده است در این میان دانشجویان که نمایندگان دگر اندیشی در جامعه هستند همواره مورد هجوم رژیم واقع گشته اند. تعلیق ، زندان ، شکنجه و اخراج از دانشگاه در طول حیات جمهوری اسلامی زیباترین و بهترین هدیه ی این نظام مستبد و جنایتکار به دانشجو و دانشگاهیان بوده است.
این فشارها بر قشر دانشجو با روی کار آمدن دولت نهم افزایش یافت ، احضار دانشجویان به کمیته های انظباطی با هر بهانه ای ، تعطیلی نشریات دانشجویی ، بستن نهاد ها و کانون های دانشجویی ، دستگیری و شکنجه ی دانشجویان بدون آن که حتی آنان را تفهیم اتهام کنند تنها و تنها گوشه ای از دستاوردهای دولت نهم برای دانشگاهیان است. در چند ماه اخیر دستگیری های گسترده در دانشگاه های کشور و فشار بر دانشجویان و فعالین آن ها به خصوص دانشجویان کورد افزایش یافته و این موج سرکوب همچنان ادامه دارد ، دانشجویان زندانی در زندان های تهران ، کرج ، سنندج ، ارومیه و سایر بندیخانه های رژیم در زیر سخت ترین شکنجه ها قرار دارند و با بدترین شیوه با آن ها برخورد می شود . با این شرایط و با توجه به کارنامه ی خونین جمهوری اسلامی دور از انتظار نخواهد بود که مبارزی در زیر شکنجه ی وحشیانه ی عوامل رژیم شهید شود. ابراهیم لطف اللهی اولین مبارزی نیست که در زیر شکنجه ی این دژخیمان شهید می شود و بدون شک آخرین نفر هم نخواهد بود. ما دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه به شدت این عمل جنایتکارانه ی رژیم را محکوم کرده و همدردی خود را با خانواده ی شهید ، دوستان و همه ی مبارزان راه آزادی اعلام می نماییم .بدون شک جریانات دانشجویی با این اعمال عقب نشینی نخواهند کرد بلکه برعکس با تکیه بر روح مقاومت و اعتقادی بیشتر برای رسیدن به اهداف خود به مبارزه ادامه خواهند داد. زنده باد آزادی شهیدان نمی میرند دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 17:30 توسط ئاسو |
|
|
بر هر رو شنفکر و هر انسان ازادی خواه و بشر دوست و تمام شخصیتها و نهادها یی که خواهان تحول و دگرگونی پوزتیو درجهان و خاورمیانه هستند و کسانی که خواهان پیشبرد دموکراسی و ازادی در جهان و خصوصا خاور میانه و کردستان میباشند لازم است که PKK را بهتر بشناسند در شناخت و تحلیل همه جانبه PKKتحقیقات عمیقی انجام داده و از تمام زوایای علمی ،ملی ،سیاسی ،اقتصادی،نظا می، اجتماعی، فلسفی، تاریخی و ادبی و....در ان غور کنند . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 18:16 توسط ئاسو |
|
|
شاهزاده بی تاج و تخت موسیقی کردی، عیشه شان
![]() یکی از هنرمندهایی که بر ضد ظلم وستم دولت ظالم کمالیست در شمال کردستان مانند شیرزنی قیام کرده است، کسی نیست جز، عیشه شان. عیشه شان با صدایی گرم و دلنشین، با کلامی رسن و شیوا در زمان و موقعیتی که حکومت ترک که با تمام نیرو در فکر تجزیه و از بین بردن فرهنگ و کلتور غنی کردی بود، ضرب المثل قدیمی کردی را که میگوید:" شیر شیر است چه زن یا که چه مرد" به اثبات رساند. عیشه شان در میان ملت کرد به اسامی: عیشان کرد، عیشه شان ، عیشه خان، عیشان عثمان و عیشان علی مشهور بود. او در آبان سال 1938 در پایتخت کردستان، شهر دیاربکر دیده به جهان گشود. زمانی که هنرمندان و آوازخوانان کرد در خانه پدری عیشه شان گرد می آمدند و تا سپیده صبح میسرودند ، عیشه شان با دوستانش در پشت درهای بسته تا خود صبح گوش جان و دل به صدای گرم آنان میسپرد. محتوای آهنگهای عیشه شان که از طرفی او را به شنونده می شناساند، از طرف دیگر موضوعاتی از قبیل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی را نیز در بر میگیرد. عیشه شان که در حسرت دیدار از جنوب کردستان بود، در سال 1979 موفق شد که جنوب میهن را زیارت کند. مردم کرد در جنوب کردستان به گرمی از او پیشوازی کردند.در دهوک، کرکوک، ههولیر و بغداد، همراه با هنرمندانی چون محمد عارف جزیری، عیسی برواری، گلبهار، تحسین طاها، نسرین شروان به روی صحنه رفت . هنرمند کرد عیشه شان ،29 آذر ماه سال 1996 بعد از سالها خدمات متمادی برای زبان و هنر ملت تحت ستم خود در بیمارستان شهرازمیر ترکیه بر اثر بیماری سرطان در تنهایی دیده از جهان فرو بست. آهنگهای مشهور و ماندگار عیشه شان عبارتند از : جمبلی میر حکاری، مم و زین، لی لی بیمال، زری حیران، جمیله، بریوان، کوچر، لاوک متینی، میرو، حسنیکو، درد هویه، قدر یار، خریبم دایه، ورن ورن پشمرگه نه، نوروز، ولاتی من دیاربکر. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:32 توسط ئاسو |
|
|
مبارزات آزاديخواه کردستان به پيشاهنگی PKK در سال 1984 شروع به مبارزه کرده و تا به امروز ادامه دارد. HPG بعد از هفتمين کنگرهی PKK در سال 1998 تاسيس شد. هماکنون نيز HPG آخرين شکل تنظيمات نظامی حرکت آزادی بخش گريلا می باشد. در تاريخ 27 نوامبر 1978 حزب PKK تاسيس و بعد از آن نيز برای اولين بار در کردستان HRK (ارتش آزادی بخش کردستان) در سال 1984 رسما به عنوان نيروی نظامی گريلا موجوديت خود را اعلام نمود. PKK با هدف مقابله با سيستم انکار و امحا نيروهای خود را در سرتاسر کردستان پخش نموده و مبارزات آزادی خواه خود را آغاز نمود. اولين تير پرتاب شده در شمال کردستان در منطقهی حيلوان وسيورک در برابر کسانی که جان و مال مردم را استثمار می کردند و به مزدور دولت تبديل شده بودند، شليک شد. فعاليتهايی که بيشتر در آن زمان به اجرا گذاشته میشد، بيشتر برای دفاع از خود و مقابله با نيروی خرابکار در کردستان بود. با رسيدن به سال 1980 و آغاز کودتای نطامی بسياری از کادروهای ما به زندان افتادند و به علت جلوگيری کردن از امحای کلی قرار گرفته شد که کادروهای باقی مانده از ترکيه و کردستان بيرون روند. دومين کنگره ی PKK در سال 1982 در خارج از ميهن برپا شد و د ر آن کنگره قرار آغاز جنگی گريلايی گرفته شده و به همين سبب لازم بود، کادروهای موجود دوباره به ميهن بازگردند. در اين چهارچوب در سال 1982 بسياری از کادروان پيشاهنگ PKK وارد جنوب کردستان و منطقه ی بوتان شده و آماده کاريهای لازمه برای آغاز جنگی گريلايی آغاز کردند. بعد از اين آماده کاريها قرار گرفته شد که در 15 آگوست در منطقهی اروح و شمدينلی( نام مناطقی در شمال کردستان) در برابر ارتش ترک با انجام چند عمليات تاسيس و تنظيمات حرکت گريلا اعلام شود. برهمين اساس در 15 آگوست 1984 در اروح و شمدينلی با پيشاهنگی شهيد عگيد(معصوم قورقماز) عملياتهايی انجام و اطلاعيه هايی در مورد تاسيس HRK اعلام شد. بر همين اساس جنگ چريکی و تبليغات آن شروع شد. اين مرحله تا سال 1986 يعنی تا سومين کنگرهی PKK ادامه داشت. در کنگرهی سوم PKK، قرار گرفته شد که HRK (نيروی آزاديبخش کردستان) به عنوان ارتش آزادی بخش کردستان خود را دوباره بازسازی نمايد. بر همين اساس بود که ارتش آزادی بخش کردستان يعنی ARGK تاسيس شد. از سال 1986 تا 1999 يعنی تا هفتمين کنگرهی PKK، ارتش آزاديبخش کردستان(ARGK ) بر ضد دولت نژادپرست ترک و همکاران وی به شکلی آکتيف فعاليت و نيروهای خود را در هر جا گسترش دارد. شمار نيروهای ARGK به هزاران نفر رسيد. ARGK در آغاز فعاليت خود تقريبا دارای 300 کادرو بود و اين کادروها درجنگی گريلايی که بر ضد ارتش ترک فعاليت میکردند خود را گسترش داده و به مرحله ای رسيدند که بتوانند در تمامی جغرافيای کردستان از شمال کردستان گرفته(ترکيه) تا جنوب کردستان( عراق) و از شرق کردستان (ايران) تا غرب کردستان(سوريه) خود را تنظيم کرده و شروع به فعاليتهای گريلايی بپردازند. ارتش ترک در برابر نيروهای گريلا دچار ضحمات زيادی شد. بر همين اساس بود که ارتش ترک با همکاری نيروهای بين المللی در برابر گريلا اپراسيونهای بزرگی را به اجرا گذاشتند . بلخصوص در سال 1992 با همکاری اسرائيل و آمريکا و ناتو و نيروهای وابسته به آنها در برابر PKK دست به اپراسيونهايی زدند. اين اپراسيونها در سالهاس 1995، 1997 و تا سال 1999 نيز ادامه داشت. می توان حرکت گريلايی را به سه بخش تقسيم کرد: اول، 84 تا 86 که PKK آن را بعنوان تبليغات نظامی بنام کرده بود. از سال 86 تا 92 نيز مرحلهی استراتژيک دفاع مشروع را اساس گرفت و بعد از 92 نيز قوای گريلا به توازنی ميان ارتش ترک دست يافتند. در اين مدت بعلت اينکه شيوه و مدل جنگ گريلا خود را دوباره کرده و نتوانست به پيشرفتهای لازمه دست يابد. در سال 1998 رهبری برای اينکه بتواند حرکت را از اين مرحلهی تکرار خلاص کرده و جنبش را به سوی مرحله و طرزی نوين سوق دهد وارد تلاشهايی شد. البته اين تلاشها از 18 فروردين 93 شروع و خواست توسط اعلام آتش بسهايی آن را به اجرا بگذارد. اما متاسفانه هيچ عکس العملی از سوی دولت ترکيه نشان داده نشد. نيروهای بين المللی برای اينکه جلوی حرکت آزادی بخش گريلا را بگيرند وارد مرحله ای نوين از سيستم انکارگرايانه ی خود شدند و آن هم در 15 فوريه 1999 با توطئهی بين المللی بر روی رهبر آپو او را به اسارت گرفته و تحويل دولت ترک دادند. پيشبينی ميشد که در اين مرحه بعلت تحويل رهبری به ترکيه، جنگی خانمانسوز ميان کردها و ترکها آغاز شود. به همين علت نيز رهبری برای جلوگيری از اين رويدادها، با پيشنهاد دوباره بازسازی و نوين کردن سيستم حرکتی از لحلظ سياسی، تاکتيکی و استراتژی گامهای تازهای برداشت. بر اساس همين گامها بود که در کنگره ی هفتم PKK قرار گرفته شد که نيروهای گريلا خود را به نام جديد HPG دوباره بازسازی کرده وHPG نيز در اولين کنفرانس خود قرار گرفت که خود را دوباره بازسازی کرده و از اين به بعد طرز تنظيماتی گريلا و استراتژيک و تاکتيک آن را زلال کردند. از سال 1999 تا 1 ايلول 2004 HPG برای دوباره بازسازی و نيز طرز فعاليتی نوين تلاش می کرد. هر چه قدر که جنبش آزاديبخش ما با پيشاهنگی رهبر آپو خواست که با دولت ترکيه بر سر مسالهی چاره سر کردن مشکل کرد همکاريهای لازم را انجام بدهد و همچنين بارها با اعلام آتش بس از جانب رهبری دولت ترک برای آن اهميت قائل نشده و همچنان بر سياست انکارگرايانه ی خود پافشاری کرد. به همين سبب HPG در 1 ايلول 2004 در برابر دولت ترک دوباره جنگ دفاع مشروع را آغاز کرده . خط مشی دفاع مشروع دارای 3 اساس می باشد: 1) آتش بس 2) دفاع آکتيف 3) دفاع و يا جنگ همه جانبه بر همين اساس از 1 ايلول 2004 تا فوريه ی 2007 در کردستان گاهگاه دفاع آکتيف و گاهگاه نيز در چارچوب آتش بس اعلام شده حرکت کرده است. در چهارمين کنفرانس HPG حرکت ما با تحليل کردن شرط و مرج کنونی و نيز اوضاع کردستان دست به مناقشه هايی زدند و قرار گرفته شد که مرحلهی آتش بس کنونی پشت سر گذاشته شود و برای دفاعی همه جانبه آماده کاريهای لازمه صورت بگيرد. هماکنون نيز HPG با دفاع از حق و حقوق خلق کرد در برابر دولتهای سردست آماده کاريهای خود را برای آغاز جنگی همه جانبه تمام کرده. بيشترين نيروهای نظامیHPG در مناطق آزاد شدهی ميديا بسر می برند. و مکان اصلی نيروهای مدافع خلق در مناطق زاگرس، بهدينان و بوتان می باشد. اما بغير از اين مناطق در سرتاسر کردستان و نيز بخشهايی از ترکيه، هم به صورتی پنهانی هم به شکلی آشکار به فعاليت پرداخته و سنگربندیهای لازمه را به انجام رساندهاند. و دست به فعاليتهای نظامی میزنند. بر همين اساس نيروهای گريلا برای اينکه بتواند به بهترين وجه ممکن فعاليت کنند، روزانه در مناطق نامبرده شده آموزش ديده و خود را از لحاظ تاکتيکی و تکنيکی آماده مینمايند. همچنين بغير از فعاليتهای نظامی در ميان نيروهای مدافع خلق فعاليتهای فرهنگی و هنری و همچنين فعاليتهای انتشاراتی و رسانه ای نيز به انجام می رسد. سايت نيروهای مدافع خلقHPG يکی از آن فعاليتها می باشد که به 6 زبان حاضر شده و در دسترس علاقهمندان قرار ميگيرد و هدف اساسی آن نيز برادری خلقها و اتحادی دمکراتيک می باشد. فعاليتهای اين سايت به عنوان صدايی از گريلا ميباشد و هدف ما اين بود که برای جوانانی که می خواهند بيشتر حرکت ما را بشناسند و همچنين کسانی که بخواهند به صفوف ما ملحق شوند روشنگریهای لازمه را به انجام رسانيده باشيم.
سایت نیروهای مدافع خلق کردستان http://www.hpg-online.net/fr |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 11:56 توسط ئاسو |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 17:25 توسط ئاسو |
|
مادر، صدای اصالت خداوندگار من هيچگاه نسبت به فلسفه ي شکاک زندگيم كه از کودکي بسان هيولايي با من همراه است اطمينان پيدا نکردم. با ديدن خوابهايي همچون عدم توان عبور از شكاف صخرهاي سخت، بيدار شدن از سرگذشتي كابوس مانند در حاليكه عرق بسياري كرده بودم، بينفس و بيحركت شدن به هنگام پرواز كه بسيار ميديدم، انعکاسي از زندگي شکاک من بود كه به خوابهايم رخنه كرده بود. هيچوقت به کسي حتي به مادرم نيز دربارهي اينکه آزادي مرا به رسميت خواهند شناخت و به آن احترام خواهند گذاشت اعتماد نداشتم. جستجوي حقيقت در کتابها براي من بتدريج تبديل به چاه سياه و بي پاياني ميشد. با توجه به اينکه هر پدر و مادري تولد فرزندشان را به عنوان رحمت ميدانند اما به نظر من تولد گناه بزرگي محسوب ميشد. دستيابي فرد خاورميانهاي به خوشبختي غير ممکن است. حتي در جشنهاي عروسي هم که هر کس لحظات خوشي را ميگذراند، من آنرا سرآغازي براي گناهان بزرگ و دردناکي تلقي ميکردم. در جايي اشتباهات و نقايص بزرگي وجود داشت. اما در کجا؟ تا جايي که بياد دارم هر چند بسيار ميخواستم کساني به من کمک کنند، اما چون ميدانستم که کسي به من کمک نخواهد کرد، مجبور بودم اين راه و جستجوي حقيقت را به تنهايي پيموده و اين را با دلهره، ترس و ترديد انجام ميدادم. نميتوانستم به صورت بيبها و در خطا زندگي کنم. با توجه به اينکه نميتوانستم غير از حقيقت از چيزي پيروي کنم، چگونه اين حقيقت را بدست ميآوردم؟ در حال حاضر داراي قدرتي هستم که قادر به جوابگويي به اين سوالات ميباشم. هم خود توطئه و هم زمينههايي که توطئه بر آن استوار شد، در تعيين و تشخيص جوابها بسيار موثر بودند. اساس اين جواب را شناختن جامعهاي که در آن زاده شده و شخصيتش شکل گرفته تشکيل ميدهد. جامعهي کرد در وضعيتي قرار داشت که کمتر جامعهاي نظير آن بوده، قادر به حفظ موجوديت خود نبوده و محروم از ويژگيهاي مرحلهي فروپاشي و داراي اجزاي تجزيه شده و بهم ريخته بود، گويي جامعهاي لال و بي زبان و برده شده بود. من هميشه به اين اذعان ميکردم که شک دارم از اينکه بتوانم از اين جامعه حقيقت را بيابم و يک نيروي [سازمان] رهاييبخش را از ميان اين جامعه تشکيل دهم. من بزودي پي به اين بردم که راه رسيدن به حقيقت و راهحل از يافتن چارهاي انساني و جهاني ميگذرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 17:24 توسط ئاسو |
|
|
ئه م شیعر
ه م له حالیکدا نووسیوه که وا ریبه ری گه ل سه روک ئاپو له گرتوو خانه ی ئیمرالی دایه و له وی دا دژ به هه موو یاسا نیو ده و له تی و ئینسانییه کان له هه مبه ر ئینسانیکی وا گه وره دا هه لس و که وت ئه کریت . راسته دوژمنان به ناو توانیوانه که له پچه له ده ستی ئاپو بده ن هه ر دوو پیی زنجیر که ن و له سنووری ئیمرالی دا جه سته ی ئاپو حه بس بکه ن به لام به راستی دوژمنان ئه یان ئه ویت کام که له پچه له دوو ده ستی هزری بده ن به کا م زنجیر دوو پیی بیری ئاپو به ستن به راستی ده یان ئه ویت له کام سنووری ده ست کردا برواکانی ئاپو حه بس که ن ،
سه د بریا ....... سه د بریا دوژمنان ده یان زانی ئه و ده لاقه یه ی که ئاپو به ره و رووانگه ی ئیمه کردوویه تییه وه سه دجار به ر بلاو تره له ته سک و ترووسکی دیواره کانی ئیمرالی کی ده زانیت .... ؟ تو به ته نیا له ویدا نیت له وی ته نیا جه سته ی تویه و لیره له نیو گول دا ده ژیت سه روکه که م تو له مندای من له تو دام کی ده زانیت ... ؟ هه موو جاریک ئیواره کان کاتیک ئاسو ده ست ئه کاته ملی هه تاو چوله که کان خاموش ده بن سریوه یه ک ورده ورده له جه نگه لا سه ر هه لده دات من و پی نووس چاوه روانتین چاوه روانتین ئه ی نه رم ترین وشه ی هه ستی ئه ی جوان ترین سه ما ی خه ون و هه موو وه رزیک کاتیک زه ردی مل که ج ده کاو دیته سه ر ریم هه ر زستانی که سه وز ئه بیت تو له مندای من له تودام کی ده زانیت ... ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:28 توسط ئاسو |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 10:10 توسط ئاسو |
|
|
يك سند تاريخي- از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه ایران یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی. شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است. از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان. الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان. با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای ایرانیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به غیر عرب می دادند بمعنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.الله اکبر نامه يزدگرد : به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم. این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است. مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست. زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید .شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد. خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟ آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ افسوس و ای افسوس ... که ارتش ایرانی ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما. این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت. یزدگرد سوم ساسانی |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:42 توسط ئاسو |
|
ویکتوریا آزاد • نوع نگاه به مقوله رهبری سیاسی ارتباط مستقیم با ارزشها و برداشتهای ما از مفاهیمی چون انسان، جامعه و سوابق و تجارب تاریخی وی، فرهنگ، اقتصاد و سیاست دارد. فرهنگ هر جامعه ای، حزبی، سازمانی و نهادی تاثیر مستقیم بر برداشتهای آن جامعه از مقوله رهبری سیاسی دارد ... تقدیم به: زنان و جوانان پیشرو ایران، امیر انتظام، زندانیان سیاسی و در بند ایران، دانشجویان،کارگران، زحمتکشان، بیکاران آماده ورود به بازار کار، معلمان ، پرستاران، ملت بزرگ ایران، اقوام ستمکش ایرانی (کرد، آذری، بلوج، ترکمن، عرب...)، رضا پهلوی، فرح پهلوی و تمامی سازمانها ـ احزاب ـ رسانه ها ـ نهادها ـ وب لوگ ها ـ سایتهای مترقی و تشکل های دموکراسی خواه اعم از چپ ـ سوسیالیست ـ جمهوری خواه، مشروطه خواه!! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 14:39 توسط ئاسو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کورد یعنی....
کورد یعنی یک اصالت ناب ... ناب کورد یعنی یک سوال بی جواب کورد یعنی منصور بر دار باش مرگ را در آغوش و بیدار باش کورد یعنی گریه های تا خدا کورد یعنی سوزش بی انتها کوردیعنی صد شهید و یک مزار کورد یعنی برکه های بی قرار کورد یعنی مویه های انتظار کورد یعنی سالهای بی بهار کورد نام یک قوم از پدر کوردیعنی عاشقی کردن تا جنون کورد یعنی نه مذهب نه مرز بلکه خون کورد یعنی عاشقی کردن تا جنون |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|